محمد تقي المجلسي ( الأول )

7

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )

نيست آنها را بدان يا باكى نيست در نماز كردن و از حكم كتاب ساكت باشند يا آن كه نيست بر تو كه عمل به آن كنى يا آن كه دستت بما رسد چون علم مقدمست بر ظن حاصل آن كه از اين عبارت هيچ ظاهر نمىشود كه به آن كتاب عمل توان كرد و بر تقديرى كه توان كرد دلالت نمىكند بر آن كه بهر خبر واحدى عمل توان كرد چون حضرت صلوات الله عليه ممكن است كه آن كتاب را ديده باشند و همه حق باشد . و بعضى گفته‌ايم كه اگر جايز نمىبود عمل كردن به آن مىبايست حضرت او را منبع مىفرمودند از عمل به آن هر چند موافق حق باشد چون حماد نمىدانست كه موافق حقّست . و جواز مىتوان گفت كه شايد حماد را حضرت امام محمد باقر يا حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليهما بىواسطه يا بواسطه رخصت داده باشند كه به آن عمل كند يا آن كه ظاهر اين عبارت بمنزله منع است از عمل چون مذمت كرد او را بر عمل سابق و آن را از آن كتاب برداشته بود و ليكن دلالت صريح بر مذمت نيز ندارد و چون احتمالات بسيار هست . حماد گفت پس برخاستم در برابر آن حضرت و رو به قبله كردم و تكبير احرام گفتم و ركوع و سجود كردم و ظاهر آنست كه قرائت خوانده باشد و اكتفا به اقل واجب كرده باشد چون غرض تعليم واجباتست و ممكن است كه گمانش اين باشد كه قرائت واجب نيست چون حماد خود روايت كرده است كه قرائت سنت است . و على اى حال حضرت فرمودند كه اى حماد نماز كردن را نمىدانى چه قبيح است مردى را كه عمر او شصت سال يا هفتاد سال شود و يك نماز با حدودش تماما نكرده باشد و در كافى و تهذيب بالرّجل منكم است يعنى چه قبيح است